چند روز پیش سر کار،اتاق کارم رو عوض کردم به خواست مدیر چون نیروی جدید اومده بود و تو اون اتاق اندازه کافی جا نبود و منم رفتم تون به اتاق دیگه،از قضا درست جلو کولر بودم و منم همیشه از باد کولر فراری هستم اما اون روز چاره ای نبود و کارها به اندازه کافی عقب هست.غروب که برگشتم خونه احساس سرماخوردگی به کم بهم دست داد با این وجود رفتم دوش گرفتم و صبح روز بعد که بیدار شدم دیدم بله،قشنگ سر ما خورده شدم.ای لعنت به این سرماخوردگی که واقعا خر است😷🤧

دچار سردرد و آبریزش بینی و گلودرد و بی حالی شدم،یعنی دیروز سر کار من مردم و زنده شدم.البته ماسک زده بودم تا همکاران اذیت نشن.میخواستم ظهر بیام خونه ولی به درخواست سرپرست محترم تا ساعت سه ایستادم و قشنگ توان کار نداشتم و پشت فرمون هم تا خونه،های رانندگی نداشتم.وقتی اومدم خونه رو تخت دراز کشیدم و پتو روم کشیدم و هی خوابیدم هی خوابیدم.راحت شیش ساعتی خوایم برده بود.

صبح پنجشنبه هم سررست زنگ زده بود و منم خواب، به سرپرست محترم پیام دادم و گفتم هنوز خوب نشدم و حالم خرابه ناجور.البته قرص و اینا گرفتم و یه کم بهترم الان.

واقعا لعنت به سرماخوردگی